همسفرم می شی؟ آره با توأم با خود خودت.
کجا می رم؟ یه سر به مکان عشق، یه سفر رویایی به یه معبد استثنایی. به یه جایی که فقط جای پاکی هاست. همون جایی که وقتی بلرزه می تونه زندگیت رو بلرزونه. وقتی بسوزه می تونه آتیشت بزنه. وقتی بگیره می تونه دلیل مبهم باریدن بی اختیار چشمات مثه ابربهار بشه. اون جایی که اگه بشکنه آه ناخواستش می تونه قدرت سحر و جادو بگیره. اون جا که مهرش افسون می کنه. همون جا که اگه از عمقش از خدا چیزی رو بخوای اگه خیرت تو اون خواسته باشه استجابتش رد خور نداره. اون جا که وقتی برای انتخاب راهت به تردید می رسی اگه بهش رجوع کنی بهت می گه چی کار کنی. اون جا که وقتی چیزی رو از اون مکان می خوای، با تمام وجودت می خوای. اون جا که در شأن خواسته های آسمونیه نه هوس های پست و بی مقدار. اون جا که یه وقتایی تو هستی و خداو سکوت و انعکاس های زمزمه های دعا و همه چشم امیدت به خونه خداست. اون جا که گاهی عیار صمیمیت با خدا اونقدر بالاست که قیمت نداره. اون جا همون مکان عشقه. جای با شکوه ترین و زیباترین احساسات. این جا همون جاییه که باید عطر یه عالمه احساس بی نظیر، مست و مدهوشت کنه. این جا مهربون ترین عضو وجودته. جایی که فقط متعلق به عزیزترین هاست.
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه 1386/06/14